نظر علي الطالقاني

400

كاشف الأسرار ( فارسى )

و لذا آن را بر خدا واجب دانيم چه ، عبث بر خدا قبيح است و آن چرا چرا كه پيش گفتيم عاميانه است قدرى بر تو ظاهر شد . و لكن همين اسباب ، قابل طرف ديگر هم هست . چه بسا بىسعادت كه به طرف ديگر روند ، نعوذ باللّه . و هركجا كه بدن نيست آنجا قوه و ترقى نيست . الدّنيا مزرعة الآخرة . 203 اشاره چون سخن به اينجا رسيد مناسب آمد اشكالى كه مدتها است در اين مقام دارم ، بنويسم . و آن اين است ، مسلم است در شرايع مطهّره حسن وصيت ، و انتفاع ميت به آنچه وصيت كرده و آنچه خيرات ديگران نمايند ، و چقدر ترغيب شده به خيرات و طلب مغفرت به جهت اموات ، و چه بسيار كه به عمل زندگان آمرزيده شدند ، و ايضا عفو و مغفرت خدا نسبت به اموات ، سيّما در ماه رمضان المبارك و سيّما در آخرت ، و كذا شفاعت شافعان ضرورى همه دين‌ها است . اين همه چگونه جمع شود با قواعد حكماء ( قدس سرهم ) و با حديث الدّنيا مزرعة الآخرة و آيهء لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى 204 و امثال ذلك ؟ الهام اعمال يا بدنيه است كه منشأ ثواب و عقاب و حصول ملكات و ازاله ملكات است ، چون نماز و روزه و حج و جهاد و زكات و صدقات و گريه و مناجات و معاصى و شرور و آفات ، يا اعمال بدنيه است كه منشأ علم و ازدياد آن گردد ، چون به چشم مطالعه كردن و به گوش درس شنيدن و هكذا ، و يا اعمال فكريه است كه لازمه و غرض وى حصول نتايج و علوم است و اين نيز دو قسم است ، يكى آنكه پس از حصول نتيجه عملى ندارد ، چون تفكر در رسالت و امامت و معاد مثلا ، دوّم آنكه دارد ، چون تفكر در مسائل فقهيه يا اعمال دنيويه . شك نيست و بديهى است كه قسم اول همه به موت بر طرف شود و از براى ميت ، كردن آنها ميسّر نگردد . چشم نباشد چه بينى و چون گريه يا مطالعه نمائى و بىگوش چه شنوى و هكذا ؟ اى واى از سستى و غفلت امروز و از حسرت و ندامت فردا . خدايا به حق محمّد و آل او كه نباشيم از آنها كه گويند فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً . 205 و امّا قسم ثانى ، پس ظاهر كلمات قوم ، كه القوّة الفكريّة لا تسكن نوما و لا يقظة ، 206 و آنچه